مقالات وابسته

  توسعه فرهنگی
  تقسیم کار وبسط علوم

 
 
مقالات

تقسیم کار وبسط علوم
موسي رامشك

.pdf | .ppt | .doc
امتیازدهی به این مقاله:


1388/12/18
نظرات شما (0)
خلاصه مقاله
مقدمه در هرجامعه ای بر حسب شرایط آن سطح مشخصی از گستره علم و تقسیم کار اجتماعی حاکم است هرچه این تقسیم کار گسترده تر باشد شاهد گستره عظیم تری از علم هستیم . در تاریخ تمدن نیز مشاهده می گردد که با گسترش جامعه بشری و رشد تقسیم کار علوم نیز شکل گرفته از یکدیگر تفکیک گشتند . این مقاله درصدد است که با استفاده از نظریات جامعه شناسان درباره تقسیم اجتماعی بپردازد . از نظر دورکیم و با توجه به تحقیقات تاریخی او نقطه شروع گسترش تقسیم کار از مکانیکی به ارگانیکی جدائی شهر از سلطه روستائیان و فئودالیسم حاکم به جامعه و گرفتن استقلال است . هنگامیکه جامعه شهری شکل می گیرد نوع جدیدی از تقسیم کار شکل می گیرد و برای مشکل اصناف بوجود می آیند .(( اصناف در لحظه ای از تاریخ پدید می آیند که مشاغل صنعتی شکلی گذرا و فرعی از فعالیت اجتماعی رومیان بود . رم ، اساساً جامعه ای کشاورز و جنگجو بود . ))            ( دورکیم ) در پیشگفتار چاپ نخستت این کتاب نیز بیان گشته که (( این کتاب ،پیش از هر چیز،کوششی است برای بررسیدن واقیعات زندگی اقتصادی بر اساس روش علوم داده نگر ))         (دورکیم،1381،35 ) در این معنا دوریکم سعی نموده با استفاده از هر دو مفاهیم 1بسط تقسیم کار و 2بسط علوم به توصیف آنچه که بر جامعه بشری رفته است بپردازد . برای این کار نیز ابتدا مفهوم علم را از آنچه که در قدیم به ذهن می گذشته و شامل فلسفه می شده جدا کرده است . (( علم ، به این معنا که ما می گوئیم ، با هیچ نوع فلسفه ای در تضاد نیست زیرا به کلی در میدان دیگری عمل می کند .  اخلاق ممکن است نوعی غایت ماورائی داشته باشد که تجربه قادر به ادراک آن نیست ، پرداختن به چنین کار متافیزیک دانها است ))               (دورکیم ، 36 ، 1381 ) پس به این دیدگاه می رسیم که علم از منظر دورکیم علمی است جدا از فلسفه و مبتنی بر داده و آمار و در ثانی وابسته به تقسیم کار نیز گردیده و با حرکت جامعه از ساده به پیچیده علوم نیز تخصصی تر می گردند . دورکیم شروع تقسیم کار را از علم اقتصاد می داند . ((آدام اسمیت نخستین نخستین کسی است که در پی ساختن نظریه تقسیم کار برآمد . خود او هم این واژه را پدید آورد و علوم اجتماعی بعدها این واژه را به زیست شناسی به امانت داد ))  ( دورکیم 41 ، 1381 ) دورکیم همبستگی تقسیم کار و علم را تفکیک ناپذیر و رشد صنعت را مرهون رشد سرمایه می داند . ولی سایر جنبه های علم را نادیده نمی گیرد . (( نظر ورزی های اخیر فلسفه در زیست شناسی سرانجام این مطلب را به ما نشان داده است که تقسیم کار ناشی از پدیده ای کلی تر است که اقتصاد دانان بررسی کننده آن تاکنون به وجود آن پی نبرده بودند ))        ( همان ، 43 ) اصل تقسیم کار هرچه بیشتر به کار بسته شود ، فن و هنر بیشتر پیشرفت می کند ، اما پیشه ور هنرمند دچار انحطاط بیشتری می شود )) ( همان ، 45 ) تقسیم کار یکی از مشخص ترین ویژگیهای نظام اقتصادی جوامع امروزی توسعه تقسیم کار بسیار پیچیده و گوناگون است.به سخن دیگر،کار به تعداد بی شماری مشاغل مختلف که افراددر آن تخصص دارند،تقسیم  می شود.درجوامع سنتی کار غیر کشاورزی مبتنی بر کسب مهارتها و استادی در پیشه ها بود و این گونه مهارتها ازطریق یک دوره طولانی شاگردی فراگرفته می شد.کارگر معمولا همه جنبه های فرایند تولید   را از آغاز تا پایان انجام می داد.برای مثال،فلز کاریکه خیش می ساخت آهن را حرارت می داد،به آن شکل می دادو ابزار   را جفت و جور می کرد.با ظهور تولید صنعتی امروزی،بسیاری از صنایع سنتی به طور کلی از میان رفتند،در حالی که آنهاکه باقی ماندند اکثرا به صورت بخشی از فرایندهای تولید در مقیاس بزرگتر درآمدند.برای مثال ،یک برقکار که امروزدر محیطی صنعتی کار می کند،ممکن است تنها چند قسمت از نوع خاصی از ماشین را بازرسی و تعمیر کند،افراد مختلف دیگری به کارها و ماشینهای دیگر رسیدگی می کنند.اختلاف میان تقسیم کاردرجوامع سنتی و امروزی حقیقتاً فوق العاده زیاد است.حتی در بزرگترین جوامع سنتی، معمول بیش از بیست یا سی پیشه عمده،همراه بامعدودی حرفه های تخصص دیگر،مانندمشاغل بازرگان،سربازیا کیشک وجودنداشت در یک نظام صنعتی امروزی هزاران شغل مشخص وجود دارد .  آمار سرشماری انگلستان حدود20000 شغل مجزا را در اقتصاد انگلستان فهرست می کند.در اجتماعات سنتی بیشترجمعیت (که به کار کشاورزی می پرداختند.)از لحاظ اقتصادی خود کفا بودند،و خوراک،پوشاک وضروریات دیگر زندگی را برای خودشان تولید می کردند.بر عکس،یکی از ویژگیهای اصلی جوامع امروزی گسترش  زیاد وابستگی متقابل اقتصادی است.همه ما برای تامین محصولات و خدماتی که برای ادمه زندگی ضروری است به تعداد بی شماریاز کارگران دیگر وابسته ایم.بجز استثناهایی اندک،اکثریت عظیم مردم در جوامع امروزی خوراکی را که می خورند،مسکنی را که در آن زندگی می کنند،یا کالاهای مادی ای را که مصرف می کنند تولید نمی کنند.( انتونی گیدنز ،ص 528)  امیل دورکیم و تقسیم کار اجتماعی از جمله دستاوردهای مهم دورکیم این است که به طرزی قطعی حدود مفاهیم ساختگی و اراده گرایانه ی نظم اجتماعی را نشان داده است . درتقسیم کار اجتماعی با اسپنسر و با تمام کسانی مخالفت می کند که در صددند پیچیدگی فزاینده ی نظام تقسیم کار را بر مبنای منافع و مزایای اجتماعی و فردی ناشی   از آن تبیین کنند . به نظر دورکیم تقسیم کار در طول تاریخ  به طور مستمر و پیوسته توسعه می یابد ، نه به این سبب که مفید است بلکه همچون فرایندی مکانیکی است که ساختارش نظریه تکاملی داروین   را تداعی می کند . با بکاربردن زبانی امروزی تر نسبت به زبان دورکیم ، فرایندی     را که در تقسیم کاراجتماعی بیان شده است می توان به طرزی ساده خلاصه کرد : وقتی     (( تراکم نسبی جمعیت ِ)) جامعه ها افزایش می یابد و (( شبکه ی روابط اجتماعی میان افراد )) گسترده تر می شود .  مارکس وتقسیم کار اجتماعی مارکس در کتاب فلسفه فقر دو اصل را در تقسیم کار به کار برده ف شامل : 1 – تاریخ ، نتیجه آثارتجمع کنشهای فردی است و 2 – ظهور این آثار در یک نظام،شرایط کاری این نظام را تغییر می دهد و در نتیجه یک فرایند تکاملی آغاز می شود.در سرمایه همان دو اصل مرتبا مورد استفاده قرار گرفته انداما دامنه بلند پروازی مارکس گسترش یافته است.او حالا نخ فقط می خواهد توسعه تقسیم کار را تبیین کند بلکه می خواهد تحول جامعه های سرمایه داری را در تمامی جنبه هایش،نه فقط جنبه های اقتصادی و اجتماعی،بلکه جنبه های حقوقی و فرهنگی نیز مطالعه کند هر چند که نوشته های مارکس در فصل مربوط به تحول فرهنگی چندان رسا نیستند. به این دو اصل،اصل سومی هم بااین مضمون افزوده می شود که شرایط تولید برای مجموع روابط اجتماعی و برای متغیرهای مربوط به((روساخت)) نقش تعیین کننده دارد.                                                                  اسمیت وتقسیم کار در اواخر صده هیجدهم آدام اسمیت ،یکی از بنیان گذاران اقتصادنوین،مزایای گوناگونی را که تقسیم کار   از لحاظ افزایش قابلیت تولید پدید می آورد تشخیص داد.مشهورترین اثر او،ثروت ملل،با توصیف تقسیم کار در یک کارخانه سنجاق سازی آغاز می شود.شخصی که به تنهایی کار می کندشاید بتواند روزانه بیست سنجاق بسازد.اما با این کار به تعدادی  عملیات ساده،ده کارگر که وظایف تخصصی شده را با همکاری یکدیگر انجام می دهند می توانند هر روز 48000 سنجاق تولید کنند.به سخن دیگر،میزان تولید هر کارگر از 20سنجاق به 4800 سنجاق افزایش می یابد،یعنی هر کارگرمتخصص،240 برابر میزان تولید خود   در صورتی که به تنهایی کار می کرد،تولید می کند.چارلز ببج(که یکی از شکلهای اولیه کامپیوتر را نیز اختراع کرد.)بعدها تحلیل اسمیت را بسط داد.بنابر، اصل ببجپیشرفت تکنولوژیکی در تولید می تواند از طریق میزان ساده شدن وظایف هر کارگر و هماهنگی آن با وظایف کارگران دیگر اندازه گیری شود.این فرایند قیمتی را که کارفرمایان ناچارند برای اجیر کردن کارگران بپردازند و زمان مورد نیاز برای یادگیری هر پیشه راکاهش می دهد وهمچنین قدرت چانه زدن کارگران را تعضیف کرده و بدین سان هزینه های دستمزد را پایین نگه می دارد. ( انتونی گیدنز ،ص 530) پارسونز و تقسیم کار اجتماعی پارسونز و دیگران با استفاده از شباهت اندامی در جامعه انسانی، ویژگی های زیر را از هم تفکیک کردند: ▪ تمایزیابی و تخصص : اولیه کارکردهای تخصصی آن است که به طور مجزا توسط نهادهای تخصصی انجام شود. در جوامع کوچک قبیله ای، خانواده عملا تنها نهاد سازمان یافته است که تمام کارکردهای اقتصادی، سیاسی، مذهبی، تربیت فرزند و ... را انجام می دهد. تنها تخصصی که درون این نهاد رخ داد بر اساس جنس و سن بود. جامعه هرچه بیشتر تطور پیدا کرد، نقش های تخصصی مختلف نیز پدید آمدند. نخست، جادوگران یا کاهنان ظهور کردند که مراسم مذهبی و درمان های پزشکی را انجام می دادند. سپس رهبران موقت نظامی و سیاسی پدید آمدند. سرانجام ساخت سیاسی برای همیشه سازمان یافت و جامعه به طبقه جنگ جویان تمام وقت و طبقه زیردست تولیدکنندگان اقتصادی تقسیم شد. سپس طبقه حاکم در درون خود، با مجزا شدن روحانیان از اشراف غیرروحانی، و جنگ جویان از مدیران دیوان سالار، به اجزای ریزتری تقسیم شد. همچنین، طبقه غیرحاکم به موازات رشد تقسیم کار اقتصادی و پیدایی پیشه های مختلف تخصصی، به اجزای خردتری تقسیم گردید. در این فرایند، خانواده نیز از کارکردهای اقتصادی و سیاسی جدا گردید و به نهادی تخصصی تربیت فرزندان و آسایش خانوادگی، تبدیل شد. در این الگو، گذار جامعه به مرحله تجدّد، ورود آن به سطح بالاتری از تمایزیابی میان بخش های مختلف ساختاری به شمار می آید. اقتصاد صنعتی، صرفاً اقتصادی برخوردار از تقسیم کار بسیار بالاست. کارخانجات و کارگاه های عظیم محصولات تخصصی را تولید می کنند، و اشکال متفاوت کار، هم در کارهای یدی و هم در حوزه های فنی و حرفه ای، گسترش می یابد. برای تربیت انبوه متخصصان تکنیکی مورد تقاضای این نظام اقتصادی، نهادهای تربیتی مستقل از خانواده شکل گرفت. خلاصه، در همه زمینه های نهادی تمایزهای ریزتر پدید آمد. ( رندال کالینز ، نظریه تطور گرائی در جامعه شناسی ) سیمل و تقسیم کار اجتماعی درنظر سيمل، جامعه،مجموعه اي است از تاثير انسانها روي همديگر.به دليل اين تاثيرات او جامعه را مكاني پويا ميداند و نه ايستا.اونتيجه اين تاثيرات را “اجتماعي شدن“ انسان مينامد. سيمل بين فرم و محتوا نيز فزق قائل است. او نيازها،تمايلات،انگيزهها، و علائق راازجمله بخش هاي محتوا – و خانواده، گروه،انجمن،رقابت،اختلاف، و تقسيم كارراازجمله مفاهيم فرمي بحساب مي آورد. در نظر او،محتواها، مشخص هستند- ولي فرم ها، صوري و عمومي ميباشند. اودرجامعه مدرن، ازجمله ساختارهاي پيچيده بوجودآمده، مانند گروه، سازمان، و مؤسسه سخن ميگويد . مشخصه خاص پروسه اختلاف اجتماعي درنظراو:تقسيم كار و تخصصي شدن شغلها است. سيمل ميگويد كه براثر اختلافات اجتماعي و فردگرايي، انحلال ساختارهاي سنتي اجتماعي پيش آمده. اين انحلال ها بنوبه خود موجب پديدههايي بحراني درفرهنگ مدرن مانند: تنهايي، طرد، بي ارزشي، پوچي، بيگانگي و غيره ميشوند. سيمل ميكوشد اين پديدههاي منفي فرهنگ مدرن راموردتوجه تحقيقات خودقراردهد.  ( لالی امبلی ، فیلسوف میان فرهنگ و جامعه شناسی ) سازمان وتقسیم کار درختی در اثر طوفان به زمین می افتد و راه ورود به مزارع چند دهقان را مسدود می کند. هیچ یک از آنان به تنهایی آن قدر قوی نیست که درخت را کنار بزند.راه فقط با تشریک مساعی همسایگان باز خواهد شد و برای اینکه مساعی شان کارسازتر باشددر صدد برمی آیند حداقلی از تقسیم کار میان خودشان برقرار کنند.مردی چهار شانه و قوی هیکل وظیفه ای متفاوت از فردی لاغر و نحیفبه عهده خواهد داشت.حتی می توان تصور کرد آنان وظیفه هماهنگی و نظارت را بع یکی ار خودشان خواهند سپرد که نقشه عملیات را طراحی خواهد کرد و هنگام اجرا تصمیمات لازم راخواهد گرفت و صلاحیت آن را خواهد داشت که افراد ناشی  و تنبل را تنبیه و افراد ماهر و زرنگ را تشویق کند.این گروه کوچک که می خواهد به هدف مشترکی برسد و نقشها در آن افتراقی و سلسله مراتبی هستند مصداق یک سازمان است. (ریمون بودن، فرانسوا بوریکو ،ص 414)                                                                   نابسامانی اجتماعی وتقسیم کار  در تقسیم کار اجتماعی،دوریکم مفهوم آنومی را به معنای ناکامیهای نظام تقسیم کار که از مشخصات    جامعه هایی است که پس از وی آتها را ((صنعتی))نامیده اند به کار می برد: ((گسیختگیهای جزئی همبستگی آلی))به عنوان مثال ور شکستگیها،دلالت دارند بر اینکه ((برخی کارکردها با یکدیگر سازگار نیستند.))مبارزه طبقاتی یا، به زبان دوریکم،((دشمنی کار و سرمایه))از دیگر تظاهرات  آنومی است(توجه داشته باشیم از این قضیه نتیجه می شود که((الیناسیون))در معنای مارکسیستی ، در نظر دوریکم تظاهری بیش نیست  و از پیامدهای آنومی است). مثال دیگر آنومی :تخصصی شدن بی وقفه تحقیق علمی باعث ذره ای شدن {علوم}می شود که در نظر دوریکم آن هم نمودی از گسیختگی آلی است. وجه مشترک سه مثال فوق بیان پدیده هایی است که با تصویر جامعه به مثابه ارگانیسم (اندامواره)  که از مفهوم دوریکمی((همبستگی آلی)) (ارگانیکی)استنباط می شود ناسازگارند.   همبستگی اجتماعی و تقسیم کار الف) همبستگي بر اساس مشابهت و همساني: در جوامع ماقبل صنعتي كه هنوز تقسيم كار به معناي واقعي آن وجود نداشت افراد از لحاظ تخصص و مهارت تفاوت چنداني با هم نداشتند. يكي از ويژگيهاي افراد در اين جوامع همساني و شباهت آنها با هم بود. بر همين اساس اميل دوركهايم همبستگي اي كه در اين جوامع بين افراد وجود داشت را با عنوان همبستگي از نوع مكانيكي مي شناسد. همبستگي مكانيكي در جامعه اي رواج دارد كه افكار و گرايش هاي مشترك اعضاي جامعه از نظر كميت و شدت از افكار و گرايش هاي شخصي اعضاي آن بيشتر باشد. اين همبستگي تنها مي تواند به نسبت معكوس رشد فرديت پرورش يابد. فراواني عمل متقابل الگو دار، گواه بر درجه يكپارچگي ارزشي گروه است، يعني نشان مي دهد كه اعضاي گروه در ارزش ها و باورهايي سهيم اند. جمعيت هايي كه درجه توافق شان بالاست، در مقايسه با گروه هايي كه توافق گروهي شان ضعيف است، رفتار انحرافي كمتري دارند، هر چه اعتقاد يك گروه مذهبي نيرومندتر باشد، آن گروه احتمالا يكپارچه تر است و از همين روي، بهتر مي تواند محيطي را فراهم سازد كه اعضايش در آن محيط از تجربه هاي آزاردهنده و نوميدكننده در امان باشند. (۴) در جوامعي كه داراي اين نوع همبستگي هستند وجدان جمعي(هنجارهاي مشترك) بر وجدان فردي تسلط داشته و قوانيني كه در روابط اجتماعي افراد حاكم بوده از نوع قوانين زاجره يا تنبيهي است. بر همين اساس همبستگي بين افراد بيشتر به شكل روابط غيررسمي كه مشخصه آن كنترل غيررسمي است يعني كنترل افراد توسط همديگر با استفاده از رفتارهايي كه پايه عرفي دارند و نه قانوني مانند نگاه هاي معنا دار و در حالت شديدتر طرد از گروه، مي باشد. ب) همبستگي بر اساس تمايز و تخصص: با ورود ابتدايي  ترين ابزار تكنولوژيك به جوامع ماقبل صنعتي كم كم زمينه براي احياي فرهنگ ابزاري فراهم شد و در نهايت همانطور كه ملاحظه مي شود، فرهنگ مسلط و غالب مي باشد. بر اساس نظريه دوركهايم مي توان گفت با ورود ابزار تكنولوژيك شكل و نوع همبستگي بين افراد نيز عوض گرديد يعني همبستگي مكانيكي جاي خود را به همبستگي ارگانيكي داد. به عبارتي مشاغل حرفه اي بوجود آمد كه ديگر نمي توانست بر اساس يكنواختي و همساني نوع كار افراد به پيش برود بلكه نياز به تخصص هاي متفاوت و متعددي داشت. در اينجا نيز نوعي همبستگي بين افراد وجود دارد يعني افراد به دليل نياز به تخصص هاي يكديگر به هم وابسته  مي باشند. به عبارتي پايه و اساس اين نوع همبستگي تقسيم كار است. از نظر كنت يكي از عواملي كه باعث ارتباط انسانها با يكديگر مي گردد تقسيم كار اجتماعي است. اگرچه او تقسيم كار اجتماعي را پذيرفته بود ولي با اين حال از جنبه هاي منفي تقسيم كار صنعتي نوين نيز نگران بود. «گرچه تقسيم كار روح سودمند جزيي را مي پروراند، اما از سوي ديگر، به تباهي و تضييق روح جمعي يا عمومي كمك مي كند. در زمينه روابط اخلاقي نيز با آن كه هر فردي به جمع وابستگي نزديك دارد، اما گسترش دامنه فعاليت ويژه اش پيوسته او را به سوي مصلحت خصوصي اش مي راند، تا آن كه سرانجام احساس مي كند كه وابستگي بسيار اندكي با همگان دارد. به موازات افزايش محاسن تقسيم كاركردهاي اجتماعي معايب آن نيز فزوني مي گيرند. (۵) در اين نوع همبستگي ضوابطي براي روابط اجتماعي انسانها در كار است يعني چيزي كه مشخص كننده نوع روابط اجتماعي است در اصل قانون و مقررات مكتوب كه وجه بارز جوامع صنعتي است، مي باشد. از آنجايي كه در هر جامعه اي به منظور جلوگيري از آنومي (بي قاعدگي اجتماعي) نوعي ضمانت اجرايي وجود دارد لذا مي توان گفت در همبستگي از نوع ارگانيكي قوانين ترميمي به منظور جلوگيري از خطراز هم پاشيدگي همبستگي اجتماعي نقش خود را ايفا كرده و از اين طريق مانع از نقض قوانين حاكم بر نظام اجتماعي مي گردند.  ( موسی طیبی نیا ، وفاق و تعادل اجتماعی )   نتیجه گیری و پیشنهادات تقسیم کار با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی به عنوان پدیده ای اجتماعی مورد توجه جامعه شناسان و اقتصاد شناسان می باشد زیرا ارتباط تنگاتنگی با افزایش بهره وری کار دارد که از شرایط اصلی توسعه اقتصادی است . از آنجائیکه که این پیشرفت با افزایش بهره وری و تقسیم کار نتیجه مساعی آگاهانه انسان صنعتگر برای کسب محصول بیشتر – در نتیجه سود بیشتر – از عوامل تولید تلقی کنند . به نظر دورکیم ، تقسیم کار حتی اگر با تخصصی شدن کارها – در سطح تخصیص منابع و ارتقای بهره وری در سطح منافع – همراه است قبل از هرچیز یک امر سازمانی است یا به عبارتی که او به کار می برد یک پدیده همبستگی است . از طرف دیگر تقسیم کار اجتماعی فقط به تخصصی شدن مشاغل و صلاحیتهای حرفه ای محدود نمی شود بلکه شامل هماهنگ سازی کارها نیز هست . تقسیم کار نه به عنوان داده ای طبیعی ، بلکه عقلانی و سازمان یافته و علمی ، از ویژگیهای جامعه انسانی است و لی این جامعه ها اجبارها و خطراتی را تحمیل می کند که در مجموع نمی توان گفت سنگین تر از اجبارهایی است که از فقدان افتراق و تخصصی شدن کارها به بار می آمدند . بنابراین نخستین اجبار وابسته به تقسیم کار بر جدایی کارهای اجرائی از سایر کارهای تولیدی مبتنی است . 
کلمات کلیدی
1- مقاله (( فیلسوف میان فرهنگ و جامعه شناسی )) نویسنده لالی امبلی www. Armans.info 2- مقاله (( وفاق و تعادل اجتماعی )) نویسنده موسی طیبی نیا http : /hamsharionline . ir 3- مقاله (( نظریه تطور گرائی در جامعه شناسی )) نویسنده رندال کالینز منبع : ماهنامه معرفت شماره 116 – خبرگزاری فارس 4- کتاب (( جامعه شناسی )) تألیف آنتونی گیدنز )) ترجمه منوچهر صبوری ، سال 1382 ، نشرنی 5- کتاب (( فرهنگ جامعه شناسی انتقادی )) تألیف ریمون بودون ، فرانسوا بوریکو ، ترجمه عبدالحسین نیک گهر ، سال 1385 فرهنگ معاصر
متن کامل مقاله
تعداد بازدید از این صفحه: 602
 
منوی اصلی